ایران صنعتی

ایران چگونه در دوره پهلوی مسیر توسعه را طی کرد؟ بررسی اسناد و روایت‌های ناظران خارجی نشان می‌دهد که این روند بیش از آنکه توسعه‌ای پایدار باشد، یک صنعتی‌سازی شتاب‌زده، بدون آمادگی و آمیخته با رشوه‌های نجومی بوده است. به اذعان ویلیام سالیوان، برنامه‌های اقتصادی بی‌قاعده، فساد را تا بالاترین سطوح حکومت و خانواده سلطنتی گسترش داده بود.

فرد هالیدی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، معتقد است ایرانِ آن مقطع در بهترین حالت چیزی جز یک بنای صنعتی نیمه‌کاره نبود. برخلاف کشوری مانند ژاپن که قدرت خود را بر پایه تولید داخلی بنا کرد، مدل اقتصاد ایران به گونه‌ای بود که اسلحه و صنعت را با فروش مواد خام خریداری می‌کرد. حجم سنگین وابستگی به نیروی خارجی در آن مقطع، نماد بارز عقب‌ماندگی عمیق سیستم آموزش پس از ۵۰ سال حکومت پهلوی ارزیابی می‌شود.

توزیع منابع و اولویت‌بندی‌ها نیز تناسبی با واقعیت‌های جامعه نداشت. پیتر آوری تأکید می‌کند که این پیشرفت‌های نمایشی نه کافی بودند و نه مرتبط با نیازهای اساسی مردم. در تأیید این نگاه، آرتور میلس‌پو به نقل از شخص شاه اشاره می‌کند که تمرکز حکومت بر این بود که بودجه ارتش بالا برود و مسائلی نظیر آموزش و بهداشتِ جامعه به آینده موکول شود.

در نهایت، جان فوران این سیستم را یک صنعت آچاری و مونتاژ واردات توصیف می‌کند که ماحصل آن ارزش افزوده ناچیز برای اقتصاد بود. با بررسی این داده‌های تاریخی، معمای اصلی روشن می‌شود: آنچه در جریان بود، یک روند اصولی و مستحکم برای صنعتی‌شدن نبود؛ بلکه صرفاً نمایشی برآمده از عشق به مدرنیزاسیونِ ظاهری بود.

پیشنهاد ما
“مدرنیزاسیون به سبک محمدرضاشاه