در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی، ایران تحت حکومت پهلوی، با اتکا به درآمدهای نفتی، سرمایهگذاری هنگفتی در تجهیزات نظامی، بهویژه در نیروی هوایی، انجام داد. این توسعه هدفمند، ایران را به یکی از بزرگترین خریداران تسلیحات آمریکایی تبدیل کرد و این سوال را مطرح ساخت که رتبه این نیرو در میان ارتشهای جهان چگونه بود.


برنامه نوسازی نیروی هوایی ایران شامل خرید پیشرفتهترین جنگندههای آن زمان، مانند F-4 Phantom II و F-14 Tomcat، بود. این تجهیزات در آن دوره، ایران را در کنار چند قدرت نظامی محدود جهان قرار میداد.
در مقایسه با قدرتهای هوایی منطقه خاورمیانه در آن مقطع (مانند اسرائیل و مصر)، توان فنی و تعداد هواپیماهای پیشرفته ایران بهطور محسوسی افزایش یافت. این پیشرفت نه به دلیل توسعه بومی، بلکه عمدتاً ناشی از قراردادهای نظامی سنگین با ایالات متحده بود. گزارشهای وزارت دفاع آمریکا (DoD) در مورد فروش تسلیحات در آن دوره، بهطور مکرر به نقش ایران به عنوان یک خریدار اصلی اشاره دارند.


هیچ نهاد معتبری در دهه ۷۰ «رتبهبندی عددی رسمی» برای نیروی هوایی منتشر نکرده؛ اما اجماع تحلیلی غربیها این را میگوید:
با تطبیق IISS، Jane’s، DoD و FAS:
⚠️ این رتبه نه بر اساس توان رزمی واقعی در جنگ طولانی، بلکه بر اساس کیفیت، نو بودن و سطح تکنولوژی ناوگان بدست آمده بود.
جمعبندی
تعیین رتبه دقیق نیروی هوایی ایران دشوار است زیرا معیارهای رتبهبندی (مانند تعداد کل هواپیما، تنوع تجهیزات، یا توان عملیاتی واقعی) متغیر بودهاند. با این حال، تحلیلگران غربی عموماً جایگاه ایران را در این دوره متمرکز میکردند. تحلیلهای منتشر شده توسط مؤسسات معتبر دفاعی مانند مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS) در لندن در سالهای قبل از ۱۹۷۹، جایگاه تجهیزاتی ایران را در صدر قدرتهای هوایی منطقه و میان قدرتهای متوسط جهان قرار میدادند.
توانمندی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران در اوج خود، بر پایه خرید گسترده تجهیزات پیشرفته آمریکایی استوار بود و از نظر کمی و کیفی، آن را در زمره قدرتمندترین نیروهای هوایی جهان در آن مقطع قرار میداد. این قدرت، ناشی از زیرساخت تولید داخلی نبود، بلکه بازتابی از سیاستهای تسلیحاتی دولت شاهنشاهی و روابط استراتژیک با غرب بود.
