سرگذشت هویدا؛ از افسانه خودکار بیک تا زندانی‌شدن توسط شاه

در حافظه جمعی بخشی از جامعه ایران، امیرعباس هویدا با یک جمله نمادین به یاد آورده می‌شود: «در این ۱۳ سال قیمت خودکار جیب من ثابت ماند.» این روایت که غالباً برای ترسیم تصویری از ثبات اقتصادی و مدیریت کارآمد در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی به کار می‌رود، با داده‌های اقتصاد کلان و اسناد سیاسی آن دوره در تضاد است [۳] [۸].


بررسی اسناد وزارت خارجه بریتانیا و گزارش‌های اقتصادی وقت نشان می‌دهد که نخست‌وزیر ۱۳ ساله پهلوی، نه تنها در مهار تورم ناشی از شوک نفتی ناکام ماند، بلکه در نهایت نه توسط انقلابیون، بلکه با دستور مستقیم محمدرضا پهلوی و شاید به عنوان یک «قربانی سیاسی» برای نجات سلطنت بازداشت شد [۱] [۲]. پهلوی گرافی با عبور از کلیشه‌های رایج، به واکاوی داده‌های اقتصادی و سیاسی پایان دوران هویدا می‌پردازد.

روزنامه و خبر خودکار هویدا
روزنامه و خبر خودکار هویدا

تورم دهه ۵۰: واقعیت اعداد در برابر ادعای خودکار

ادعای ثبات قیمت‌ها در دوران هویدا (۱۳۴۳ تا ۱۳۵۶) با شاخص‌های رسمی بانک مرکزی وقت و گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول (IMF) همخوانی ندارد [۸]. اقتصاد ایران در دهه ۵۰ شمسی، مشخصاً پس از افزایش قیمت نفت در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲)، دچار پدیده «بیماری هلندی» شد [۹]. بر اساس آمارهای اقتصادی موجود:
• نرخ تورم: نرخ تورم که در دهه ۴۰ نسبتاً کنترل شده بود، در سال ۱۳۵۲ به حدود ۱۱.۲ درصد و در سال ۱۳۵۶ (پایان نخست‌وزیری هویدا) به بیش از ۲۵ درصد رسید [۳].
• مسکن: هزینه مسکن در تهران طی سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۶ بیش از ۳۰۰ درصد افزایش یافت [۹].
• شاخص بهای کالا: طبق گزارش‌های اقتصادی یرواند آبراهامیان در کتاب ایران بین دو انقلاب، طبقه متوسط و کارگر در سال‌های پایانی دولت هویدا با کاهش قدرت خرید مواجه شدند [۱۱].
بنابراین، ادعای «ثبات قیمت خودکار» حتی اگر در مورد یک کالای خاص (به دلیل قیمت‌گذاری دستوری) صدق کند، به عنوان شاخصی برای کل اقتصاد آن دوره گمراه‌کننده است. دولت هویدا با تزریق بی‌رویه دلارهای نفتی، موجب رشد نقدینگی و تورم ساختاری شد که سیستم توزیع کوپنی و واردات گسترده نیز نتوانست آن را مهار کند [۸].

 

نخست‌وزیر قدرتمند یا مجری اوامر ملوکانه

اسناد آزادشده از آرشیو ملی آمریکا (NARA) و خاطرات اسدالله علم (وزیر دربار) نشان می‌دهند که امیرعباس هویدا در ساختار قدرت پهلوی دوم، فاقد استقلال اجرایی بود [۴].

  •  مدل تصمیم‌گیری: شاه در تمام امور ریز و درشت، از خرید تسلیحات تا انتصاب مدیران میانی، دخالت مستقیم داشت. هویدا نقش «شلگیر» (ضربه گیر) را ایفا می‌کرد تا ناکارآمدی‌ها به پای شاه نوشته نشود [۴] [۷].
  • گزارش سفارت آمریکا: در تلگراف‌های ویلیام سالیوان (آخرین سفیر آمریکا در ایران)، هویدا شخصیتی توصیف می‌شود که «می‌داند قدرت واقعی در دست شاه است و تنها وظیفه خود را راضی نگه داشتن او می‌داند.» [۴] [۶]

این فقدان اختیار باعث شد تا فساد سیستماتیک در بدنه دولت و دربار (به‌ویژه در قراردادهای کلان با پورسانت‌های نجومی که در خاطرات ابوالحسن ابتهاج نیز به آن اشاره شده) بدون مانع گسترش یابد [۵].

ویلیام سالیوان و شاه
ویلیام سالیوان و شاه

جلسه‌ای با حضور ویلیام سالیوان (آخرین سفیر آمریکا در ایران) و محمدرضا پهلوی

اسدالله علم
اسدالله علم

اسدالله علم (وزیر دربار)

بازداشت توسط سیستم: پروژه «قربانی کردن خودی»

یکی از مهم‌ترین و کمتر پرداخته‌شده‌ترین بخش‌های زندگی هویدا، نحوه بازداشت اوست. برخلاف تصور عمومی که او تنها توسط دادگاه انقلاب دستگیر شد، هویدا ابتدا در ۱۷ آبان ۱۳۵۷ (۸ نوامبر ۱۹۷۸) با دستور مستقیم شاه و توسط فرماندار نظامی تهران (ارتشبد اویسی) بازداشت شد [۱] [۲]. شواهد و مستندات:

1. روایت آنتونی پارسونز (سفیر بریتانیا): پارسونز در خاطرات خود (غرور و سقوط) ذکر می‌کند که شاه برای آرام کردن امواج انقلاب، تصمیم گرفت یاران وفادار و قدیمی خود را قربانی کند. این استراتژی تحت عنوان «سوپاپ اطمینان» اجرا شد [۱۰].
2. محل نگهداری: هویدا ابتدا به مهمانسرای ساواک در منطقه شیان و سپس به پادگان جمشیدیه منتقل شد [۷].
3. پیام این بازداشت: بازداشت نخست‌وزیری که ۱۳ سال مجری سیاست‌های شاه بود، نشان داد که ساختار پهلوی برای بقای خود، هیچ خط قرمزی حتی در وفاداری به نزدیک‌ترین کارگزارانش ندارد. این اقدام نه تنها خشم مردم را کم نکرد، بلکه بدنه بوروکراتیک رژیم را نیز نسبت به شاه بی‌اعتماد ساخت [۱۲].

دادگاه هویدا
دادگاه هویدا
هویدا
هویدا

سراب «تمدن بزرگ»؛ پارادوکس توسعه بدون زیرساخت

پیش از رسیدن به فرجام کار هویدا، باید حلقه مفقوده بحران را بررسی کرد: شکاف میان شعار «تمدن بزرگ» و زیرساخت‌های ناکافی کشور. دولت هویدا در سال‌های پس از شوک نفتی، پروژه‌هایی را با بودجه‌های کلان اجرا کرد که فاقد پیوست زیرساختی بودند [۸] [۹].


• خاموشی‌های گسترده: در تابستان ۱۳۵۶، تهران و شهرهای بزرگ با قطعی‌های مکرر برق (گاهی تا ۶ ساعت) مواجه شدند. گزارش‌های سازمان برنامه نشان می‌داد خرید صنایع مونتاژی بدون توسعه نیروگاه‌ها انجام شده بود [۱۱].


• بن‌بست لجستیکی: بنادر ایران در سال‌های ۵۴ تا ۵۶ مملو از کشتی‌هایی بود که ماه‌ها در نوبت تخلیه بار می‌ماندند. دولت میلیاردها دلار کالا سفارش داده بود، اما اسکله‌ها و شبکه حمل‌ونقل توان ترخیص آن را نداشتند که منجر به فساد مواد غذایی و جریمه‌های سنگین شد [۹].


• ظهور حلبی‌آبادها: سیل مهاجرت روستاییان به شهرها (ناشی از شکست اصلاحات ارضی) منجر به شکل‌گیری کمربندهای فقر شد. این حاشیه‌نشینان که هیچ سهمی از «دروازه‌های تمدن بزرگ» نداشتند، بعدها به نیروی محرکه اصلی انقلاب تبدیل شدند. این پارادوکس توسعه، نقطه‌ای بود که تکنوکرات‌هایی مانند هویدا نتوانستند آن را مدیریت کنند [۱۱] [۱۲].

عشایر دوران رضاشاه
عشایر دوران رضاشاه
مردم فقیر زمان شاه
مردم فقیر زمان شاه
هویدا و شاه
هویدا و شاه

جمع‌بندی: سقوط تکنوکرات

سرگذشت امیرعباس هویدا، روایتی از صعود و سقوط یک تکنوکرات در ساختاری استبدادی است. داده‌های اقتصادی نشان می‌دهد که افسانه «ثبات قیمت‌ها» با واقعیت تورم لجام‌گسیخته اواسط دهه ۵۰ همخوانی ندارد [۳] [۸]. از سوی دیگر، بازداشت او توسط رژیمی که سال‌ها به آن خدمت کرده بود، سندی تاریخی بر این واقعیت است که در ساختار پهلوی، وفاداری تضمینی برای امنیت نبود [۱] [۷]. هویدا قربانی سیستمی شد که خود در معماری آن نقش داشت؛ سیستمی که فساد و ناکارآمدی را زیر لایه‌ای از پروپاگاندا و دلارهای نفتی پنهان می‌کرد [۵] [۱۲].

دیگر مطالب خواندنی

“وام‌ها و کمک‌های بین‌المللی محمدرضاشاه